شهر زیبای من فامنین
 
دیارشرف الدین علی فامنینی وزیر سلطان ابوسعید ایلخان مغول

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفدهم اسفند ۱۴۰۱ توسط محمد حاتم گویا

غم عشق ووصل وهجران همه درتوشد معاني

تو اميد ديده گاني تو بهار بي خزاني

به كجا سفر نمودي خبري بده حبيبا

كه زچشم چشمه خیزد چو بهار ناگهاني

به ستيغ كوهساران به صفا منا و مروه

به کجا قدم گذاری به كدامين مكاني

شده بوستان خزان و بر انتقام روزي

قدمي بنه طبيبا كه به باغ باغباني

همه باغ سرد و خاموش به سموم و برد مدهوش

غم بلبلان همين است ز چه رو ز ما نهاني

به امید آنکه روزی برسد گه ظهورت

بوزد نسیمی از عشق شود این زمین جنانی

چه شود که پادشاهی به گدانظر نماید

ندهم من این گدایی به تنعم جهانی

توبخوان دعای عجل لولیک الفرج را

که صدات دلنشین است وفصیح و خوش زبانی

همه عهدهاشكسته به جزعهد باوفايي

شده آرزوی حاتم به عنایت تو آنی


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک